شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۸
استقامت قرآنی؛چگونه در مسیر حق بمانیم و خسته نشویم؟

حوزه/ استقامت در منطق قرآن، صرفاً تحمل سختی‌ها نیست؛ بلکه پایداری آگاهانه، مستمر و متعادل در مسیر حق است. چنین استقامتی با تکیه بر ایمان توحیدی، پرهیز از افراط و تفریط و تمرکز بر انجام تکلیف، انسان را در برابر فشارها و بحران‌ها از فرسودگی و عقب‌نشینی حفظ می‌کند و به آرامش و امید می‌رساند.

اشاره؛

امروز در شرایطی قرار داریم که دشمنان اسلام، به‌ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، با فشارهای نظامی، سیاسی و رسانه‌ای در پی تضعیف جبهه حق هستند. در چنین مسیری، باید با گام‌هایی استوار، بصیرت و تبعیت از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب حرکت کنیم و با پایداری در برابر ظلم، زمینه‌ساز برپایی عدالت و ظهور حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف باشیم. در این میان، «استقامت» یکی از مهم‌ترین آموزه‌های قرآن کریم است. این پرسش مطرح می‌شود که قرآن و روایات، استقامت را چگونه تعریف می‌کنند و مؤمن امروز چگونه می‌تواند در برابر فشارها، شبهات، اختلافات و جنگ‌های روانی، بدون فرسودگی، عقب‌نشینی از حق یا گرفتارشدن در افراط‌وتفریط، مسیر خود را ادامه دهد؟ برای بررسی این موضوع، با سرکار خانم مریم ملک‌محمدی کارشناس قرآنی به گفت‌وگو نشسته‌ایم. در ادامه متن این گفتگو را با شما مخاطبین فرهیخته با اشتراک می‌گذاریم.

این گفت‌وگو در پاسخ به چه پرسش‌هایی شکل گرفت؟

_استقامت در قرآن دقیقاً چه تفاوتی یا شبهاتی با صبر، تحمل و مقاومت دارد؟

- آیه «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ و مَن تابَ ...» چه پیام عملی برای مؤمن امروز دارد؟

- در شرایط فتنه، از کجا بفهمیم استقامت داریم یا فقط داریم عادت‌وار تحمل می‌کنیم؟

- مهم‌ترین آفات استقامت در آخرالزمان چیست؟

- چطور بین استقامت و انعطاف‌پذیریِ درست فرق بگذاریم تا دچار جمود نشویم؟

-استقامت فردی چه نسبتی با وحدت اجتماعی و جلوگیری از دو دستگی دارد؟

- چه کارهای روزانه‌ای بیشترین نقش را در حفظ استقامت دارند؟

- نقش دعا، ذکر و تلاوت قرآن در مقاومت روانی و ایمانی چیست؟

- در برابر فساد عمومی و فشار محیط، مؤمن چگونه بدون انزوا یا افراط بایستد؟

- کدام آیات و روایات برای امید دادن به نسل جوان در این فضا مهم‌ترند؟

- آیا استقامت همیشه به معنای ایستادنِ سخت و تغییر نکردن است یا گاهی به معنای عقب‌نشینیِ حکیمانه هم هست؟

- چطور می‌شود استقامت را در خانواده، مدرسه، دانشگاه و فضای مجازی عملی کرد؟

- نشانه‌های آدم‌های استوار در نگاه قرآن چیست؟

- چه ارتباطی بین استقامت و فرج، نصرت الهی و عاقبت‌به‌خیری وجود دارد؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم؛

در هیاهوی پرآشوب جهان معاصر، که فشارهای بیرونی، جنگ‌های روایت‌ها، شبهات فکری و دو دستگی‌های اجتماعی به مثابه طوفانی سهمگین بر ساحت ذهن و روح انسان مدرن تاخته است، مفهوم «استقامت» در قرآن کریم نه یک توصیه اخلاقیِ صرف، بلکه یک راهبرد وجودی و درمانیِ عمیق برای حفظ کرامت انسانی و اتصال به منبع لایزال هستی است. پاسخ به این دغدغه‌ی مقدس، نیازمند واکاوی دقیق مفهومی و پیوند آن با یافته‌های روان‌شناسی مدرن است تا مؤمن امروز بتواند بدون فرسودگی، بدون انحراف از حق و بدون گرفتار شدن در دام افراط یا تفریط، مسیر کمال را طی کند.

*تعریف لغوی و اصطلاحی استقامت

در بررسی لغوی، واژه‌ی «استقامت» از ریشه‌ی «ق‌وم» به معنای راست ایستادن، پایداری و عدم انحراف است. راغب اصفهانی، لغت‌شناس برجسته‌ی قرآنی، استقامت را «راست و بر خط مستوی بودن» تعریف می‌کند و آن را صفتی می‌داند که راه حق را به آن تشبیه می‌نمایند (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ ق، ص ۶۹۲). در این معنا، استقامت تنها به معنای ایستادگی منفعلانه نیست، بلکه نوعی پویاییِ هدفمند و حفظ تعادل در حرکت به سوی کمال است.

در اصطلاح استقامت به معنای پایداریِ آگاهانه و مستمر بر اصول، باورها و تکالیف الهی، بدون هیچ‌گونه کج‌روی، زیاده‌روی (افراط) یا کوتاهی (تفریط) است. این مفهوم با «صبر» هم‌پوشانی دارد، اما تفاوت ظریفی با آن دارد؛ صبر بیشتر به تحمل سختی‌ها اشاره دارد، در حالی که استقامت، استمرارِ فعالانه و باثبات در مسیر حق، حتی در شرایط عادی و به‌ویژه در مواجهه با فشارهای درونی و بیرونی است (میرحسینی و همکاران، ۱۳۹۸، ص ۶۰).

*مبانی قرآنی استقامت در شرایط بحران

قرآن کریم استقامت را محور نجات و بشارت در شرایط سخت معرفی می‌کند. خداوند متعال در سوره‌ی فصلت می‌فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ» (فصلت: ۳۰).

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه توضیح می‌دهد که استقامت در اینجا به معنای ملازمت با طریق مستقیم الهی است، به‌گونه‌ای که انسان پس از اقرار به توحید، در عمل و اندیشه از این مسیر منحرف نشود؛ و پاداش این پایداری، نزول آرامش وجودی (تجلی فرشتگان) و رهایی از دو رنج بزرگ بشری، یعنی «ترس از آینده» و «اندوه از گذشته» است (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج ۱۸، ص ۳۱۲).

همچنین در سوره‌ی هود، خداوند به پیامبر اکرم (ص) و به‌تبع آن به همه‌ی مؤمنان دستور می‌دهد:

«فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا» (هود: ۱۱۲).

مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل این آیه تأکید می‌کند که عبارت «کما اُمِرت» نشان‌دهنده‌ی جامعیت و اعتدال در استقامت است؛ به این معنا که پایداری باید دقیقاً در چارچوب دستورات الهی باشد، نه بیشتر (که منجر به افراط و خشک‌مقدسی فرساینده شود) و نه کمتر (که منجر به تفریط و سازشکاری با باطل گردد) (مکارم شیرازی، ۱۳۷۱، ج ۹، ص ۴۴۰). این آیه، منشور تعادل را در اوج فشارهای تبلیغی و اجتماعی ترسیم می‌کند.

* بازتاب استقامت در روایات معصومین (ع)

سیره‌ی معصومین (ع) تجسم عینی این مفهوم قرآنی است. پیامبر اکرم (ص) در حدیثی عمیق و راهبردی می‌فرمایند:

«قُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقِیمُوا»؛

بگویید پروردگار ما خداست، سپس استقامت ورزید (کلینی، ۱۴۰۷ ق، ج ۲، ص ۸۵). این حدیث، استقامت را پیامد طبیعی و عملیِ توحید خالص می‌داند.

امام علی (ع) نیز در نهج‌البلاغه، استقامت را مایه‌ی عزت و عامل غلبه بر ناملایمات معرفی کرده و می‌فرمایند:

«عَلَیْکُمْ بِمُلَازَمَةِ الِاسْتِقَامَةِ»؛ بر شما باد به ملازمت و پایداری همیشگی بر استقامت (سید رضی، ۱۳۷۹، خطبه ۱۶، ص ۴۵). از منظر علوی، استقامت یک کنش لحظه‌ای نیست، بلکه «ملازمت» و همراهی دائمی با حق است که انسان را در برابر طوفان حوادث، مانند کوهی استوار نگه می‌دارد.

*پیوند استقامت قرآنی با روش‌های درمانی-روان‌شناختی مدرن

تحلیل کیفی و توصیفی-تحلیلی متون دینی نشان می‌دهد که مفهوم استقامت در قرآن، هم‌پوشانی معناداری با سازه‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا و روش‌های درمانی مدرن دارد. در روان‌شناسی معاصر، «تاب‌آوری» به معنای توانایی بازگشت به تعادل و رشد پس از مواجهه با تروما و فشار است. استقامت قرآنی، فراتر از تاب‌آوری صرف، یک «تاب‌آوری وجودی و معنوی» است.

اولاً، استقامت بر پایه‌ی «بازسازی شناختی» استوار است. در درمان شناختی-رفتاری (CBT)، تغییر باورهای بنیادین منجر به تغییر هیجانات و رفتارها می‌شود. قرآن با تثبیت باور به «ربوبیت الله» (رَبُّنَا اللَّهُ)، یک لنگرگاه شناختی محکم ایجاد می‌کند که شبهات و ناامنی‌های بیرونی را خنثی می‌سازد.

ثانیاً، استقامت قرآنی با اصول «معنادرمانی» ویکتور فرانکل هم‌سوست؛ فرانکل معتقد است انسان در رنج، با یافتن «معنا» دوام می‌آورد. استقامت در قرآن، رنج‌ها و فشارها را از طریق اتصال به هدف متعالی (قرب الهی)، معنادار کرده و از سقوط فرد به «خلاء وجودی» یا افسردگی ناشی از بن‌بست‌های اجتماعی جلوگیری می‌کند (زنگویی، ۱۴۰۳، ص ۴۵). ثالثاً، تأکید قرآن بر «لَا تَطْغَوْا» (طغیان نکنید)، دقیقاً با اصل «تنظیم هیجان» و پرهیز از واکنش‌های تکانشی در روان‌شناسی ارتباط دارد و به مؤمن می‌آموزد که در اوج خشم یا فشار، تعادل رفتاری خود را حفظ کند.

استقامت قرآنی؛چگونه در مسیر حق بمانیم و خسته نشویم؟

* راهکارهای عملی برای حفظ استقامت مؤمن در دنیای معاصر

برای آنکه مؤمن امروز در این برهه‌ی حساس تاریخی، بدون خستگی، بدون عقب‌نشینی از حق و بدون گرفتار شدن در افراط و تفریط راه خود را ادامه دهد، می‌تواند از راهکارهای زیر که برگرفته از منطق قرآن و روان‌شناسی اسلامی است، بهره جوید:

۱. تثبیت لنگرگاه توحیدی و بازتعریف هویت: در شرایطی که جنگ روایت‌ها هویت فرد را هدف قرار می‌دهد، مؤمن باید هویت خود را نه بر اساس تأییدات بیرونی، بلکه بر اساس «بندگی خدا» تعریف کند. این بازتعریف، وابستگی عاطفی به نتایج فوری را کاهش داده و فرسودگی شغلی یا اجتماعی را به حداقل می‌رساند.

۲. تمرین اعتدال رفتاری و پرهیز از کمال‌گرایی افراطی: قرآن با نهی از طغیان (وَلَا تَطْغَوْا)، به مؤمن هشدار می‌دهد که استقامت به معنای تحمیل فشارهای غیرمنطقی بر خود یا دیگران نیست. پذیرش محدودیت‌های انسانی و پرهیز از انتظارات غیرواقع‌بینانه، از سوختن سریع انرژی روانی جلوگیری می‌کند. استقامت، یک ماراتن است، نه یک دو سرعت.

۳. بازسازی معنوی از طریق مناسک آگاهانه: نماز، دعا و ذکر، در روان‌شناسی دین به عنوان مکانیسم‌های «تنظیم هیجان» و کاهش کورتیزول (هورمون استرس) شناخته می‌شوند. مؤمن امروز باید این مناسک را نه به عنوان تکلیفی مکانیکی، بلکه به عنوان «پناهگاه‌های آرامش‌بخش» برای تخلیه‌ی فشارهای روانی و تجدید قوای روحی به کار گیرد.

۴. تشکیل و تقویت شبکه‌های حمایتی اجتماعی: استقامت در انزوا بسیار دشوار است. قرآن همواره مؤمنان را به صورت جمعی خطاب می‌کند («الَّذِینَ قَالُوا...»). ارتباط با جامعه‌ی هم‌فکر، همدلی و حمایت اجتماعی، ضربه‌گیر روانی قدرتمندی در برابر فشارهای بیرونی و احساس سردرگمی فراهم می‌آورد.

۵. تفکیک دایره‌ی اختیار از دایره‌ی اجبار: بر اساس آموزه‌های قرآنی، مؤمن موظف به «ادای تکلیف» و استقامت در مسیر حق است، نه لزوماً «تحقق فوری نتیجه». این نگرش، بار روانی ناشی از کنترل‌گری بر امور خارج از اختیار را برداشته و آرامش درونی را در دل طوفان حوادث حفظ می‌کند.

فلذا استقامت در منطق قرآن، هنرِ ایستادن بر قله‌ی تعادل در میانه‌ی دره‌ی پرخطر افراط و تفریط است. این فضیلت، پاسخی شجاعانه و آگاهانه به هرج‌ومرج جهان مدرن است که ریشه در باوری عمیق به حضور ناظر و حامیِ خداوند دارد. مؤمن امروز با تکیه بر این میراث گران‌سنگ و بهره‌گیری از بینش‌های روان‌شناختیِ هم‌سو با آن، می‌تواند به جای واکنش‌های تکانشی یا انفعال، با وقار، متانت و امیدواریِ زاینده، مسیر حق را بپیماید. در این مسیر، هر گامِ استوار، نه تنها یک پیروزی شخصی، بلکه تجربه‌ای ژرف از اتصال به آرامش مطلق الهی است؛ جایی که ترس و اندوه، در پرتو نور یقین، رنگ می‌بازند و روح انسان در آغوش امن پروردگار، آرام می‌گیرد.

پس؛ استقامت در مکتب قرآن، هنرِ ایستادن بر قله‌ی تعادل در میانه‌ی دره‌ی پرخطر افراط و تفریط است. این فضیلت، پاسخی شجاعانه، آگاهانه و درمانی به هرج‌ومرج جهان مدرن است که ریشه در باوری عمیق به حضورِ ناظر و حامیِ خداوند دارد. مؤمن امروز با تکیه بر این میراث گران‌سنگ و بهره‌گیری از بینش‌های روان‌شناختیِ هم‌سو با آن، می‌تواند به جای واکنش‌های تکانشی یا انفعال، با وقار، متانت و امیدواریِ زاینده، مسیر حق را بپیماید. در این مسیر، هر گامِ استوار، نه تنها یک پیروزی شخصی، بلکه تجربه‌ای ژرف از اتصال به آرامش مطلق الهی است؛ جایی که ترس و اندوه، در پرتو نور یقین، رنگ می‌بازند و روح انسان در آغوش امن پروردگار، آرام می‌گیرد و نویدِ عاقبت‌به‌خیری را در قلب تاریخ فریاد می‌زند.

بنابراین، انسان استوار در نگاه قرآن، فردی منزوی و بی‌تفاوت نیست، بلکه کسی است که در اوج فشارهای اجتماعی، هوای نفس دیگران را بر حقیقت ترجیح نمی‌دهد و مأموریت خود را برقراری قسط و عدل می‌داند. این عدالت‌ورزی، نشانه‌ی نهایی و عینی استقامت اوست (مکارم شیرازی، ۱۳۷۱، ج ۲۱، ص ۴۲۰).

به طور کلی باید گفت: استقامت‌کنندگان در منطق وحی، با معیارهای انتزاعی سنجیده نمی‌شوند، بلکه با نشانه‌هایی کاملاً عینی و قابل‌رصد شناخته می‌شوند: آن‌ها کسانی هستند که گفتار و کردارشان یکپارچه است، در دلِ طوفان حوادث، آرامشی فرشته‌گون و عاری از ترس و حزن را تجربه می‌کنند، در دام افراط و تفریط گرفتار نمی‌شوند، مجاری برکت الهی را در زندگی خود جاری می‌سازند و با شجاعتی توأم با حکمت، پرچم عدالت را بدون ملاحظه‌ی هوای نفس دیگران برافراشته نگه می‌دارند. این انسان، در عمیق‌ترین لایه‌های وجودش، تکیه‌گاهی جز آغوش پرمهر پروردگار ندارد و همین اتصال بی‌گسسته، او را به قلّه‌ی کرامت انسانی می‌رساند؛ جایی که هر نفسِ او، ذکری است از حق و هر گامِ او، تجلی‌گاهِ نورِ استقامت در تاریک‌ترین شب‌های تاریخ.

استقامت قرآنی؛چگونه در مسیر حق بمانیم و خسته نشویم؟

*نشانه های استقامت کنندگان در قرآن کریم

نخستین نشانه‌ی استقامت‌کنندگان در قرآن، «پیوند ناگسستنی میان اقرار زبانی و تداوم عملی» است. خداوند متعال در دو سوره‌ی فصلت و احقاف با عبارتی یکسان می‌فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» (فصلت: ۳۰؛ احقاف: ۱۳).

واژه‌ی «ثُمَّ» (سپس) در این سیاق، نشان‌دهنده‌ی توالی و استمرار است. نشانه‌ی بارز این افراد آن است که ایمان آن‌ها در حد یک شعار یا هیجان زودگذر باقی نمی‌ماند؛ بلکه پس از اعلام توحید، بلافاصله و به‌طور مستمر، رفتار و زیست خود را با این اقرار هماهنگ می‌کنند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه تصریح می‌کند که استقامت در اینجا به معنای ملازمت با طریق مستقیم الهی است، به‌گونه‌ای که انسان پس از اقرار به توحید، در عمل و اندیشه از این مسیر منحرف نشود و این پیوستگی، عینِ هویت آن‌هاست (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج ۱۷، ص ۳۱۰). بنابراین، اولین نشانه‌ی عینی آن‌ها، عدم شکاف میان «گفتار» و «رفتار» در طول زمان است.

دومین نشانه‌ی قابل تامل که قرآن برای استقامت‌کنندگان برمی‌شمارد، «تجربه‌ی آرامش وجودی و رهایی از ترس و اندوه به واسطه‌ی حمایت غیبی» است. بلافاصله پس از ذکر استقامت آن‌ها، خداوند می‌فرماید:

«تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ» (فصلت: ۳۰).

این آیه یک نشانه‌ی روان‌شناختی-معنویِ دقیق ارائه می‌دهد: انسان استوار، کسی است که فرشتگان الهی بر او نازل می‌شوند تا دو رنج بزرگ بشری، یعنی «ترس از آینده» و «اندوه از گذشته» را از او بزدایند. این ترس و حزن، ناشی از وابستگی به اسباب مادی است، اما استقامت‌کننده به‌دلیل اتصال به مسبب‌الاسباب، به چنان سکینه‌ای می‌رسد که هیچ طوفان بیرونی توان برهم زدن آن را ندارد. این آرامش، یک سرکوب هیجانی نیست، بلکه میوه‌ی شیرینِ اعتماد مطلق به وعده‌ی خداست؛ جایی که روح انسان در آغوش امن پروردگار، تمام اضطراب‌هایش را به یقین تبدیل می‌کند و بشارت بهشت، نه فقط پاداش اخروی، بلکه تجربه‌ای از بهشتِ آرامش در همین دنیاست (مکارم شیرازی، ۱۳۷۱، ج ۱۹، ص ۴۸۵).

سومین نشانه‌ی استقامت‌کنندگان، «پایبندی به مرزهای الهی و پرهیز مطلق از طغیان و افراط» است. خداوند در سوره‌ی هود به پیامبر (ص) و به‌تبع آن به تمام استقامت‌کنندگان دستور می‌دهد:

«فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا» (هود: ۱۱۲).

عبارت «لَا تَطْغَوْا» (طغیان نکنید)، مرز دقیق استقامت را مشخص می‌کند. نشانه‌ی انسان استوار این است که پایداری او هرگز به تعصب کور، خشونت، یا تحمیل فشارهای غیرمنطقی بر خود و دیگران تبدیل نمی‌شود. او دقیقاً «آن‌گونه که فرمان داده شده» (کَمَا أُمِرْتَ) عمل می‌کند؛ نه کمتر از آن که دچار تفریط و سازشکاری شود، و نه بیشتر از آن که دچار افراط و بدعت گردد. این تعادل، نشانه‌ی بلوغ فکری و ایمانی اوست که می‌داند استقامت واقعی در گروِ حفظِ اعتدال شرعی و عقلی است (مکارم شیرازی، ۱۳۷۱، ج ۹، ص ۴۴۰).

چهارمین نشانه‌ی عینی که قرآن برای استقامت‌کنندگان ترسیم می‌کند، «بهره‌مندی از گشایش و فراوانیِ نعمت‌های الهی (مادی و معنوی)» است. در سوره‌ی جن، خداوند متعال با لحنی شرطی و قطعی می‌فرماید:

«وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا» (جن: ۱۶).

«ماء غدق» به معنای آب فراوان و گوارا است که در فرهنگ عرب و قرآن، نماد حیات، برکت و گشایش در تمام ابعاد زندگی است. نشانه‌ی استقامت‌کنندگان این است که وقتی بر مسیر حق پایداری می‌کنند، خداوند نیز درهای رحمت و روزی خود را به‌روی آن‌ها می‌گشاید. این گشایش، تنها مادی نیست، بلکه شامل گشایش در فهم دین، آرامش قلبی و توفیق خدمت نیز می‌شود. قرآن به‌روشنی اعلام می‌کند که انحراف از مسیر، موجب تنگی و سختی می‌شود، اما استقامت، کلیدِ قفل‌های بسته‌ی هستی و جاری شدن برکت در زندگی فردی و اجتماعی است (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج ۱۹، ص ۳۵۵).

پنجمین نشانه‌ی استقامت‌کنندگان در قرآن، «استقلال فکری، عدم تبعیت از هوای نفس دیگران و التزام عملی به عدالت» است. خداوند در سوره‌ی شوری می‌فرماید:

«فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ ۚ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ کِتَابٍ ۖ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ» (شوری: ۱۵).

در این آیه، سه نشانه‌ی به‌هم‌پیوسته برای فرد استوار ذکر شده است: نخست، عدم پیروی از خواهش‌ها و هوس‌های مخالفان حق؛ دوم، ایمان قلبی و زبانی به تمامیت کتاب آسمانی؛ و سوم، اقدام عملی برای برقراری عدالت در میان مردم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha